اي بابا شرمنده
!!!!سبيلم سبيل هاي قديم !!! سبيلم گرو گذاشته بودم كه هر دو هفته بآپم اما نميدونم چرا دو ماه شد!!!!حالا باز هم خدارو شكر دو سال نشد !!!راستيتش خيلي سرمون شلوغ بود !!!! بالاخره سمينار مون رو ارائه كرديم !!!! پايان نامه مان را( همون نامه اعمالمون هم) داره نفس هاي آخرشو ميكشه !!!ديگه حسابي تركونديم !!!!! ديگه ديديم خيلي داره بهمون فشار مي آد ترسيديم بلا ملا سرمون بياد !!!!يه توك پا رفتيم پيش محمود گفتيم محمود اين شنبه رو تعطيل كن والله از نفس افتاديم !!!محمود هم كه اصن رو حرف ما حرف نميزنه ديگه جلوي خودمون يه زنگ به ضرغام زد وتعطيل كرد !!!!! تازش هم بهم گفت دوس داشتي دوشنبه رو هم تعطيل كنم !!! گفتم نه محمود جون يه وقت اين كارو نكني ها آخه اين چند وقته نرفتم حموم اينه كه تنم مي خاره !!!!!![]()
ديگه جان من برام دعا كنيد خيلي ميترسم ياد جلسه دفاع كه مي افتم از الان چهار ستون بدنم مي لرزه !!!!!
احتمالا بايد يه آمبولانس استخدام كنه تا از جلسه دفاع منو مستقيما به بيمارستان منتقل كنه !!!!
مخصوصا كه خانواده 5 نفري ما تبديل به يه خانواده 6 نفره شده واندك فضاي اتاق ما بايد بين سه نفر تقسيم شده !!!!به به به به!!!!! ماجرا از اين قرار است كه يكي از فاميلهاي ما دختر گرامشان در يكي از دانشگاهاي پيام پول تهران قبول شده وبدين منظور به تهران آمده وبه بهانه عدم وجود خوابگاه كلن به خانه ما عزيمت فرموده اند !!! ايشان از آن نظر كه دخترند ونميتوانن به اتاق داداش جان ما بروند به اتاق منو خواهرم عزيمت فرموده اند !!!!تا اينجايش هيچ مشكلي ندارد بالاخره فاميل براي چنين روز هايي ساخته اند، اما ايشون به همراه خانواده گرامشان تا بدين ساعت هيچ اقدامي در جهت گرفتن خوابگاه يا بالاخره تصميم گيري در جهت اسكان در اين 4 سال را نميكنند از طرفي واقعن خانه ما كوچك است فقط براي زندگي 5 نفر ساخته شده نه بيشتر !!!!! كلن ما چن ماه است زندگيمان مختل دارد ميشود !!! چون واقعن نميدانيم چگونه باايشان صحبت كنيم كوچكترين حرفي در اين باره ممكن است باعث دلخوري شود كه ما اين را نمي خواهيم !!!! از طرفي در يك خانواده عمومن مسائلي وجود دارد كه دوست نداريم كل فاميل سر در بياورن مخصوصن اگر از نوع فضول ودخالت كن باشند!!!!مثلن مدتي پيش يكي از فاميلهاي دورمان به خواستگاري خواهرمان آمده بودند و خواهرم به ايشان جواب رد مرحمت كردند وبراي جلو گيري از دلخوري گفتن براي ادامه تحصيل فعلن قصد ازدواج ندارن !!! تا اينكه همين چن روز پيش خواهرم خواستگار ديگري داشت !!!!كه ديگر چشمتان روز بد نبيند كه فاميل دور محترم نزديك بود همه ما را ترور كند !!! اي بابا اصن هرچي دلتون ميخاد بهم بگين بابا خسته شدم !!!!مي خام هركاري كنيم!!!!!!!! بيرون بريم !!!!!!!مرگ خواب كنيم!!!!!!!1 بميريم !!!!!!!!يكي بالا سرمون واستاده!!! آره!!!! من اصن آدم بي فرهنگيم ديگه نميتونم تحمل كنم !!!!!!!!!واي واي !!!!!!!!آخيش داشتم خفه ميشدم اگه اينارو نمينوشتم الان ميمردم !!!!!!!!!! اصن خدا نيامرزه اونيكه فاميلو كشف كرد !!!!!!!!!!!!!! همين شب قبل از سمينارم يكي از فاميلهاي گرام هوس شب نشيني كرده بود تا 2 نصفه شب خونه مان بودن تازه من مدام از خودم استرس بازي در مي اوردم كه برن اما اصن به روي خودشون نمي آوردن!!!! آخه آدم ميتونه با صداي همهمه مهمون وتلويزيون بره بخوابه !!!! اي بابا فاميلم فاميلاي قديم !!!!!!!!![]()
ديگه بهتون بگم اگه عسكمو تو روزنومه ديدين كه به عنوان قاتل زدن تعجب نكنين ديگه دارم خيلي عصبي ميشم !!!!![]()
اول از همه یه عذر خواه حسابی به تمام دوستانی که مدت زیادی بهشون سر نزدم ،بدهکارم. ولی ایندفه به جان خودم قول میدم که هر دوهفته اپ کنم وهمان هر دوهفته بهتون سر بزنم.----اینم سبیلمه که گرو گذاشتم .
اصولن من عاشق بچه هام هرجا که میرم تمام بچه های زیر 8 سال اون خونه دورم جمعن و دارن باهام بازی میکنن و اصلن نمیذارن که حوصلم سر بره !!!!!نمیدونم چرا ولی شاید بخاطر این باشه که من عادت ندارم که سوالهای مسخره از بچه ها بپرسم مثلن مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو؟ کدوم مامان بزرگتو دوست داری ؟چنتا مامنتو از بابات بیشتر دوس داری؟ وکلن از این چیزا !!! البته تا وقتی که سوالهای بهتری هست آخه چرا از این چرت وپرتا بپرسم مثلن یه دفه از زبون بچه کشیدم که کادوی که مامانش واسمون اورده بود، رو از تو خونه شون برداشته !!!!! ویه سری سوالهای که بخاطر نکات اخلاقی نمیتونم اینجا بگم!!!!!!!!!!!!!!!!
ولی اینروزا فک میکنم که دیگه این سوال احمقانه که دوس داری چی کاره بشی هم نمیپرسم دلیلش هم اینه که یه دفه بچه فک میکنه کار وشغل چیزی که ادم خودش انتخاب میکنه وکلا این نکته میره تو ضمیر نا خودآگاش وبعد در بزرگسالی دچار توهم وناراحتی های روحی وروانی ودر نهایت جنون میشه !!!من تقریبن از بعد سال آخر کارشناسی دنبال کار میگردم .از همون اولش هم خوب شیر فهم شدم که من رشته شیمی نخوندم بلکه بازگانی ومنشی گری واگه خوش شانس باشی مدیر فروشی واگه پارتی کلفتی داشته باشی حسابداری خوندم!!!ودر واقع شش سال بیخودی هی این مکانیسم واون مکانیسم تقطیر وبلور سازی ووکار با دستگاه وغیره رو کردم تو کله پوکم!!!!!!!!! البته اینا را از روز ازل هم میدونستم اما نمیدونم چرا باز تو کله پوکم نمیره که برم سراغ این کارا!!البته اونهم اگه شانس بیارم یه دیوونه ای پیدا بشه بخاد بدون پارتی منو بفرسته سر کار!!! اصن من از این جور کارا متنفرم حاضرم بمیرم اما یه روز هم از این کارا نکنم !!!خوب که فکر میکنم میبینم تمام این بدبختی ها بخاطر دل نازک ومهربانمونه آخه همتون که میدونید ما ایرانیها چقد مهربونیم که !!!!!!!!!!!دیدیم چرخ صنعت خودمون بزنم به تخته با سرعت نورببخشید بالاتر از سرعت نور داره میچرخه !!!!!!!!! (البته تمام مستندات، آمارش هم توی بانک مرکزی هم توی اداره آماره !!! هم تو بگذریم!!!!!!!هست. آخه ما دلمون میآد برای ونزویلاو اتیوپی واوگاندا که اصن صنعتشون چرخ نداره !!!!!کاری نکنیم !1نمیشه آقا نمیشه دیگه!!!! خب رفتیم ویه سری کارخانه اونجا زدیم تا جوانهای اونا هم مث جوانای ما برن سر صنعتشون وعاقبت به خیر شن!!!!فک میکنم اگه یه خرده بیشتر بنویسم برادرهای زحمتکش از توی همین مانیتور بیان منو ببرن دد(گردش).فعلن پس بای.
در انتظار بینایی،در انتظار دیدن،کور شدم!خسته از زندگی، خسته از نرسیدن ها ونشدن ها :بارها وبارها به زندگی اعتماد کردم چرا که من موجودی زمینی هستم !ای کاش میتوانستم نباشم ،نبینم ونفهمم.
اینروزها بیشتر از همیشه دلم میسوزه ، نه! به قول قدیمی ها سر دلم که نه! همه جای دلم میسوزه البته شاید جای دیگرم هم میسوزه که البته بیشتر ملت اینروزها آن جای دیگرشان تا ته میسوزه!!!!! اول از همه دلم شاید برای خدا میسوزه که چه راحت از نامش برای انجام کثیف ترین کارها استفاده میکنن! که چه راحت دروغ را با نامش آغاز میکنن وچه راحت با نام زهرا از بهترین بندگانش چماق ها را بالا میبرن!!شاید هم بیشتر دلم واسه خودم میسوزه!که آرزوی خیلی چیزها بر دلم مانده !!ولی قطعن میدونم که که دلم واسه اونایی میسوزه که نفهمیدندو نمیفهمن ونخواهند فهمید !
من دزدم متن بالا رو از فیلمنامه ای دزدیدم اما هیچ وقت دروغ نمیگم .!!!
بعدن میام کاملاعلت نبودنم را توضیح میدم.
متاسفانه فهمیدیم که ما اصن بلت نیستیم چطوری با یه مسئله برخورد کنیم ؟ همچین که استاد میگه خب پتانسیل ان هارمونیک رو هارمونیک کن .ساده ترین راه به ذهنمون میرسه میریم عین آدمای خوشحال جملات ان هارمونیک رو می حذفیم !!!بعدش که جوابارو میبینیم دودستی بر سرمون میزنیم که چی بگم به استاد که سرمو نکنه ! چی بگم !![]()
اولین چهارشنبه بعد از تعطیلات هم گذشت .چه گذشتنی! به جان خودم یه دست سکته کامل با مغز وقلب رو زدیم اما چون هنوز گرمییم حالیمون نیست !!از صبح که پاشدیم هی صلوات هی آیه الکرسی که نبود ما بر خود وجوارحمان میخواندیم وهی برخود میفوتیدیم که خدا به خیر کند این روز را ! اصن هم حالیمون نبود که تو خیابونیم مردم نگاه دلسوزانه ای برما میکردن که الهی! جوان دیوانه خدا شفایش دهد وصبر به خانواده اش دهد !انشالله شما هم براش دعا کنین انشالله که شفا یابد
!!!!! !فک کنین استاد اعظم بعد از کلی گوشمالی ازم میپرسه تو عید خیلی آجیل خوردی ؟ آخه من چی بهش بگم بگم آره خیلی خوردم تا چشت درآد دندون مصنوعی داری نمیتونی بخوری از بس سیگار کشیدی همه ی دندونات ریخته!! ای بیدندون سیگاری بدبخت !آخ چی می شداگه میشد اینا رو بهش میگفتم
!آخه نمیدونین که تو تمام حرفاش یه تحقیری هست همه میگن خیلی استاد بزرگیه چه تو اخلاق وچه درس !تو درس رو قبول دارم !واقعن نمونه نداره ! واقعن از لحاظ علمی تو ایران تکه !اما از لحاظ اخلاق نمیدونم والله چی بگم به نظر من کسی که سیگار می کشه ومی فوته تودهان دانشجو دختری که داره باهاش حرف میزنه چندان رفتار مناسبی نداره!تازه بعدش هم هر نوع لقبی که دلش بخواد به آدم میگه مثلا این هفته بهم گیر داده بود که تومث ماهی میمونی که چرا نمی ایی تواتاقم بشینی هی سریع می ایی ومیری !واقعن که ما ربطشو با ماهی نیافتیم اگر شما فهمیدید بگید؟والله من تا حالا تو اشتباه بودم فک میکردم فقط برا تحویل گزارش باید رفت پیش استاد نمیدونیم والله دیگه موندیم تو کار این پیرمرد!!! تازش هم بزارید بگم اینو نگم خفه میشم باید بگم بعد از رفتن ما هم پیش دانشجوهای دکترش کلی در مورد اینکه ما ماهیم گفته بود واز اون خنده های مسخرش زده بود البته ما جاسوس داریم دیگه این اطلاعات سریع بدستمون میرسه!تازش هم به اینجا ختم نمیشه برداشته موضوع سمینارم خودش تغییر داده به دی وی آر که اصن ما دوست نداریم .خب دیگه چه کنیم اینجا ایرانه!![]()
علی دایی هم که رفت به به به خب دیگه برا هر اومدنی رفتنی هست!این شتری که دم خونه همه مینشینه!![]()
واما از اخبار انتخاباتی بعد از رفتن خاتمی دل خوشی ندارم گرچه ما فقط دیگه از موسوی میحمایتیم .فعلا که دست به دعاییم .![]()
خداوندا..
اگر روزی بشر گردی
ز حال ما خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت ، از این بودن ، از این بدعت
خداوندا..
نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری می کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است
در چهارشنبه سوری پلیس کجا بود که اینقدر صدای توپ وتانک وآرپیچی!!!!میآمد ؟
الف)در حال مبارزه با بد حجابی
ب)توخونه های خودشون
ج)مراقب بودن تا عمل ناپسند از آتش پریدن در جایی اتفاق نیفتد!!!!
د) هر جا شما بگین
چرا خاتمی رفت ؟
الف )اصن نیومده بود
ب)دیگه رفت دیگه مگه چیه؟
ج)چرا نره
د)ای بابا
حالا که رفت چه می شود ؟با توجه به اینکه هیچکدام محبوبیت اورا ندارن یعنی رای ها تقسیم شده ودر اختلاف رای پایین هر چیزی ممکنه !!!مثلا از اون کار بدا که بعضی اوقات شیطون گولمون میزنه وتو امتحاناتمون میکنیم خب یعنی میم میآد خب بیاد مگه چیه ؟ خب این یه سوال تشریحی که شما باید جواب بدین .
راستی عبای یوسف با قیمت بسیار ارزان برای جوان سازی خانمها حتی تا 90 سال هم به بازار آمد !!!!!!!دیکه نگرا ن هیچی نباشید ![]()