مرگ...

دنیای عجیبی است چرا آدمایی که دنیا بهشون احتیاج داره یهو تموم میشن
اما آدمایی که وجودشون برا دنیا خطرناکه انگار هیچ وقت تموم نمیشن
روزگار عجیبی است آدمایی که با تموم وجود زندگی رو فریاد میزنن یهو میمیرن
اما آدمایی که با تموم وجود از دست زندگی فرار میکنن زنده ان

پی نوشت : امروز از صبح مدام یاد دکتر افشین یداللهی می افتادم ... و امشب از اخبار شنیدم که خانه ترانه ای که دکتر دایر کرده بود ...

چرخه طبیعی

لعنتی ها...

کرم های تو سرم را میگویم

بدجور به هم پیچیدن

مدام وول می خورند و زیاد میشوند

و همدیگر را میخورند و کم می شوند 

این یه چرخه طبیعی است...؟

آفت کشنده

من همان مترسک دشتم

که دیگر نه دردی حس می کند

از نوک زدن کلاغ ها 

و نه از نبودن آدم ها

تنهایی آفت کشنده ایست

و تمام فکر واحساسم را خشکانده ...