انتقام
حس می کنم زمان داره ازم انتقام میگیره....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۰ ساعت 8:14 توسط آزاده
|
حس می کنم زمان داره ازم انتقام میگیره....
مثه اینه که دستت پر از همه چی باشه و یهو همه چی از دستت زها شه اونم توی یه خیابون بزرگ پر از رفت و اومد ماشین
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...