مثه اینه که...
مثه اینه که دستت پر از همه چی باشه و یهو همه چی از دستت زها شه اونم توی یه خیابون بزرگ پر از رفت و اومد ماشین
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۰ ساعت 20:7 توسط آزاده
|
مثه اینه که دستت پر از همه چی باشه و یهو همه چی از دستت زها شه اونم توی یه خیابون بزرگ پر از رفت و اومد ماشین
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...