امیر کبیر
من اگر می تونستم زندگی رو تنها عجایب جهان می دونستم و ان هفت های دیگه خود از زندگی امده اند. زندگی همیشه تو رو به ارزوهات میرسونه اما زندگی درکی از مرگ نداره اینکه... همیشه دلش میخاست که امیر کبیر ایران بشه چه جالب که در شب قتل امیر کبیر فوت کرد ...یکی در حمام و یکی در استخر ... به هر حال هر دو به ی دلیل مردند...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 23:38 توسط آزاده
|
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...