حالم بده ... پر از سرزنشم ... همه دارن نقش بازی میکنن ... حالم از همه نقشهای دنیا بهم میخوره ... هیچکس ندارم ... ای کاش زودتر بمیره ... یا داغم به دلش بمونه ... من آدم زودباوری ام ... هیچکس به فکرم نیس ... همه دروغ میگن ... همه نقش بازی می کنن... هیچکس رو ندارم... هیچکس رو ندارم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 20:43 توسط آزاده
|
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...