کی هستم ؟
من دیگر خود را نمیشناسم
من کی هستم ؟ من کجا هستم ؟
آینه مرا نشان نمیدهد
آرزوی دارم اینبار که در آئینه نگاهی میاندازم
خود را ببینم
خودی که شبیه هیچکس نیست
نه من این سرنوشت را نمیخواهم
سرنوشت کسی که میل دیگران را بازی می کند
کسی که شبیه همه کس است
تو را خدا رهایم کنید میخواهم بشوم آنی که هستم
+ نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 20:32 توسط آزاده
|
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...