خاطرات اینده
آدم است دیگر
گاهی دلتنگ میشود
دلتنگ خاطراتی که
هرگز ساخته نخواهند شد
آدم که توپ نیست
که بتواند به هر سویی قل بخورد
گاهی کم می آورد
بابت خاطراتی که
دیگر نمی تواند بسازد
آدم است دیگر
گاهی به هر سو که نگاه می اندازد
خاطراتی که ساخته شده اند
رو به تماشا می نشیند
و گاهی خاطراتی را که
هرگز ساخته نخواهند شد
آدم است دیگر
گاهی باید شکر کند بابت فراموشی
که بدون فراموشی
همگی از پا در خواهیم آمد
و این نعمت بزرگی است که
خاطرات فراموش می شوند
دنیای خاطرات ،دنیای آدمها نیست
ای کاش احساس نیز فراموش شدنی بود
اما احساسات ذاتا فراموش نشدنی اند
خاطره فراموش می شود
اما احساس تا ابد باقی خواهد ماند
چرا که خاطرات برای ذخیره شدن
نیازمندِ فضایی به نام حافظه اند
و حافظه محدود است
اما احساس نیاز ندارد
به فضایی برای ذخیره
پس تا ابد باقی می ماند
آدم است دیگر
گاهی دلش گریه می خواهد
درست مانند کودکی
شاید دارد بهانه می گیرد
بهانه چیزی که دیگر نیست ...
#آزاده_کارامد
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...