صلح
دخترک نمی دانست
صلح چیست
او فقط گیر افتاده بود
در جنگهای بی پایانی
از وقتی یادش می آمد
او تلاش کرده بود
برای پایان دادن
به این جنگهای بی پایان
او هرگز صلح رو ندیده بود
اما برای صلح تلاش می کرد
انگار که صلح درون هر آدمی هست
و او بی آنکه بداند صلح چیست
خود و همه اطرافیان رو
به سمت صلح هل می داد
اما او هرگز صلح رو ندید
آخر او نمی دانست
جنگ زده هایی
که هرگز صلح رو ندیده اند
و دیگرانی که
صلح درون خود را کشته اند
هرگز نمی توان
به سمت صلح هل داد
#آزاده_کارامد
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر ۱۴۰۳ ساعت 18:6 توسط آزاده
|
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...