نا امیدی
میگن آدم بدون آب چند روز دووم میاره. بدون غذا شاید هفتهها. حتی بدون هوا هم چند دقیقهای هنوز امیدی هست.
اما بدون امید… لحظهای بیشتر نمیشه ایستاد.
ناامیدی مثل خوره، جانت را می خوره.
ناامیدی کاری میکنه که دلتنگی، درد، یا حتی گرسنگی در برابرش شوخی به نظر بیاد.
گاهی این ناامیدی رو زندگی تحمیل میکنه.
گاهی آدمها.
آدمهایی که با یک کلمه، یک بیتفاوتی، یا یک خیانت، آخرین نخ اتصال تو با دنیا رو میبُرن.
شاید ندونن که چه میکنن.
شاید بفهمن و باز همدستشون بلرزه.
اما توی تنهایی مطلق، فقط همین مونده: امید. و وقتی اون هم بره، مرگ دیگه از بیرون نمیاد. از درون رشد میکنه.
#آزاده_کارامد
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۴۰۴ ساعت 2:30 توسط آزاده
|
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...