سیاهچاله
یه لحظه چشماتون رو ببندید
و فکر کنید که
یک سیاهچاله بزرگ نزدیک زمین شده
و به زودی همه زمین رو می بلعه
نمی تونم بگم
که نابود میشیم یا نمیشیم
هیچکی نمی دونه
هنوز اطلاعاتمون کافی نیست
همه ما این ترس از یه سیاهچاله
رو کم و بیش در زندگی مان تجربه کردیم
و شاید داریم
ترس های مبهم خود رو به ناشناخته ترین و مبهم ترین
مسئله جهان یعنی سیاهچاله
نسبت میدهیم
ما تنها از سیاهچاله ها می دانیم
که بلعنده اند
و هیچکس نمی داند
بعد از بلیعدن سیاهچاله ها
چیزهایی که بلعیده شدند
چه سرنوشتی دارند
و آیا زمانی از این بلعنده بزرگ خارج می شوند
یا نابود میشوند
نمیدانم
اما فکر می کنم
مرگ شبیه همان بلعنده بزرگ هست
که گریزی از آن نیست
و نمی دانیم بعد از آن کجا می رویم
و اما برای من مرگ فقط خط پایان هست
ولی همچنان بلعنده بزرگ
هر روز و هر روز به من نزدیک و نزدیکتر میشود
برای من بلعنده بزرگ مرگ نیس
اما نمی دونم چیه
و چرا نزدیکهای پایانی هر دهه رهایم نمی کند
و الان در چهل سالگی بیشتر از همیشه نزدیکم هست.
آن ابهام بزرگی که حتی نمیدانم چیست؟
#آزاده_کارامد
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...