سلام خانم حق پناه
معلم کلاس سوم دبستانم
مدرسه فرشتگان
میخام یه چی بهت بگم
لعنتی هیچ وقت نمی بخشمت
وقتی من تو اتاق درمانم دارم
الان تو چهل سالگی
از کارایی که باهام کردی میگم
و نتایج درخشانش به صورت وسواس
هنوز روم هست
من نبخشیدمت
هرگز حتی اگه خدا هم ازم بخاد
من نمی بخشمت
تو یه زندگی معمولی رو از من گرفتی
تو دختر بچه هشت نه ساله رو میزدی
تو تحقیر می کردی
تو از اتفاقات بد زندگیت به ما میگفتی
اون موقع باردار بودی
نمی دونم الان بچه ات داره
چه جوری زندگی می کنه
من الان معلمم
و اول میدونم بچه ها انسانند
اونا امانتن دست ما
حق نداریم
بهشون کوچکترین اسیبی بزنم
چه اسیب کلامی
چه اسیب غیر کلامی
چه حس ناکافی بودن
چه حس خوب نبودن
چه حس جمعی هیچی نبودن
کل کلاس
ما حق نداریم
همین .
#آزاده_کارامد
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 19:5 توسط آزاده
|
ميخاستم با نوشتن خودم رو پيدا كنم اما فك كنم گم شدم نه بهتره بگم گم وگور شدم !!! شايد يه جا، جا گذاشتم خودم رو ميگم ...شايدم از ته جيب سوراخي قل خوردمو افتادم جايي كه دست خودم هم ديگر به خودم نميرسد!!!...